قلماسنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلماسنگ . [ ق َ س َ ] (اِ) قلاسنگ . (رشیدی ). به معنی فلاخن است و آن آلتی باشد که از ابریشم الوان و غیره بافند و شاطران و شبانان بدان سنگ اندازند. (برهان ). رجوع به قلاسنگ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلماسنگ . [ ق َ س َ ] (اِ) قلاسنگ . (رشیدی ). به معنی فلاخن است و آن آلتی باشد که از ابریشم الوان و غیره بافند و شاطران و شبانان بدان سنگ اندازند. (برهان ). رجوع به قلاسنگ شود.