قلماق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلماق . [ ق َ ] (اِخ ) نام طایفه ای از تتار. (ناظم الاطباء) (مجمل التواریخ گلستانه ص ١٨٠). نام طایفه ای است از مغول که درسمت شمالی دشت قبچاق و خطا و ختن می نشینند. وجه تسمیه مأخوذ است از قالماقچی یعنی ماندنی . رجوع به سنگلاخ ذیل همین کلمه و ذیل قبچاق شود: و از ولایات ختای و چین و ماچین و قلماق و تبت و غیر ذلک صدهزار در اردو جمع آمده بودند. (حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٦٤٣).