قلچماق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلچماق . [ ق ُ چ ُ ] (ترکی، ص مرکب ) مرد شهوت پرست و اوباش . (آنندراج از سفرنامه ٔ شاه ایران ). این کلمه مرکب از قل به معنی بازو و چماق است و به کسی گفته میشود که دارای بازوانی قوی و نیرومند باشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلچماق . [ ق ُ چ ُ ] (ترکی، ص مرکب ) مرد شهوت پرست و اوباش . (آنندراج از سفرنامه ٔ شاه ایران ). این کلمه مرکب از قل به معنی بازو و چماق است و به کسی گفته میشود که دارای بازوانی قوی و نیرومند باشد.