قلیخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلیخ . [ ق َ ] (ع مص ) بانگ کردن گشن . ◄ زدن چیزی خشک را بر چیزی خشک . ◄ برکندن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ بند آوردن شتر بانگ خود را. (اقرب الموارد). رجوع به قَلخ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلیخ . [ ق َ ] (ع مص ) بانگ کردن گشن . ◄ زدن چیزی خشک را بر چیزی خشک . ◄ برکندن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ بند آوردن شتر بانگ خود را. (اقرب الموارد). رجوع به قَلخ شود.