قلیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلیط. [ ق ِل ْ لی ] (ع اِ) فتق و دبه که در خایه پیدا شود. (منتهی الارب ). اَدرَه . (اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
قلیط. [ ق َ ] (ع ص ) فتق زده . (منتهی الارب ). المنتفخ الخصیة. (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلیط. [ ق ِل ْ لی ] (ع اِ) فتق و دبه که در خایه پیدا شود. (منتهی الارب ). اَدرَه . (اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
قلیط. [ ق َ ] (ع ص ) فتق زده . (منتهی الارب ). المنتفخ الخصیة. (اقرب الموارد).