قماشات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قماشات . [ ق ُ ] (ع اِ) ج ِ قماش : و در میان آنها قماشات پیرزنی دیدند. (جهانگشای جوینی ). مردم نبود صورت مردم حکمااند دیگر خس و خارند و قماشات و دغااند. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قماشات . [ ق ُ ] (ع اِ) ج ِ قماش : و در میان آنها قماشات پیرزنی دیدند. (جهانگشای جوینی ). مردم نبود صورت مردم حکمااند دیگر خس و خارند و قماشات و دغااند. ناصرخسرو.