قمر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ مَ) [ ع. ] (اِ.) ماه. ج. اقمار. ؛ ~در عقرب بودن کنایه از: بد یا آشفته بودن وضع.مترادفها و واژههای مرتبطماهماهوارهواژه قبلی: قمحدوهواژه بعدی: قمراء