قنارزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنارزی . [ ق َ رِ زی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قنارز. (از لباب الانساب ). رجوع به قنارز شود.
قنارزی . [ ق َ رِ ] (اِخ ) عقیل بن عمربن اسحاق مکنی به ابوحاتم . از محدثان است . وی از احمدبن حفص سلمی وجز او روایت شنید و از او ابومحمد جعفربن محمدبن اسماعیل سکری و غیره روایت دارند. او بسال ٣١٨ ق . درگذشت . (از لباب الانساب ). و رجوع به معجم البلدان شود.