قنبیطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنبیطی . [ ق ُن ْ ن َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قنبیط و فروش آن . گروهی از محدثان به این نام مشهورند. (از لباب الانساب ). رجوع به قنبیط شود.
قنبیطی . [ ق ُن ْ ن َ ] (اِخ ) محمدبن حسین بن خالد بغدادی مکنی به ابوالحسن . از محدثان است . وی از ابراهیم بن سعید جوهری و یعقوب دورقی روایت شنید و از او خواهرزاده ٔ وی عیسی بن حامد رخجی و ابوعلی صواف روایت دارند. او مردی ثقه بود و بسال ٣٠٤ هَ . ق . درگذشت . (از لباب الانساب ) (منتهی الارب ).