قنح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنح . [ ق َ ] (ع مص ) خمانیدن همچو چوگان . ◄ سیراب گردیدن و سر برداشتن است . ◄ ناخوش داشتن نوشیدن را. ◄ چوبی تراشیدن برای در و برداشتن در را به آن چوب تراشیده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنح . [ ق َ ] (ع مص ) خمانیدن همچو چوگان . ◄ سیراب گردیدن و سر برداشتن است . ◄ ناخوش داشتن نوشیدن را. ◄ چوبی تراشیدن برای در و برداشتن در را به آن چوب تراشیده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ).