قنخر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنخر. [ ق ِن ْ ن َ ] (ع ص ) فراخ سوراخ بینی گشاده دهن درشت آواز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الواسع المنخرین والفم الشدید الصوت . (اقرب الموارد). ◄ سخت قوی سر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الصلب الراس الباقی علی النطاح . (اقرب الموارد). ◄ بزرگ و کلان جثه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج، قناخر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِ) سنگ مانندی است نرم که از سر کوه برکنده گردد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ).