قند مکرر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قند مکرر. [ ق َ دِ م ُ ک َرْ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از لبهای معشوق است . (برهان ) : دیده چون آن دو لب شیرین دید معنی قندمکرر فهمید. طاهر غنی (از آنندراج ). رجوع به قند شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قند مکرر. [ ق َ دِ م ُ ک َرْ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از لبهای معشوق است . (برهان ) : دیده چون آن دو لب شیرین دید معنی قندمکرر فهمید. طاهر غنی (از آنندراج ). رجوع به قند شود.