واژه جو

قنسول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(قُ) (اِ.) نک کنسول.<br>

فرهنگ فارسی معین

(قُ) (اِ.) نک کنسول.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قنسول . [ ق ُ] (معرب، اِ) رجوع به قنسل و کنسول و قونسول شود.

معنی قنسول | واژه جو