قنطار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ) [ معر. ] (اِ.) ۱- وزنی در حدود صد رطل. ۲- مال بسیار و پوست گاو که پر از زر باشد.واژه قبلی: قنسولواژه بعدی: قنطر