قنقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنقع. [ ق ِ ق ِ] (ع اِ) موش . (منتهی الارب ). رجوع به قُنقُع شود.
قنقع. [ ق ُ ق ُ ] (ع ص ) کوتاه بالای فرومایه . رجوع به قنفع شود. ◄ (اِ) موش . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنقع. [ ق ِ ق ِ] (ع اِ) موش . (منتهی الارب ). رجوع به قُنقُع شود.
قنقع. [ ق ُ ق ُ ] (ع ص ) کوتاه بالای فرومایه . رجوع به قنفع شود. ◄ (اِ) موش . (منتهی الارب ).