قنوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنوان . [ ق ُن ْ ] (ع مص ) ورزیدن و فراهم آوردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ گرفتن بزبرای دوشیدن . (از اقرب الموارد). رجوع به قَنْوْ شود. ◄ (اِ) آستین پیراهن . (منتهی الارب ).
قنوان . [ ق َ ن َ ] (ع مص ) قُنوان . (منتهی الارب ). رجوع به قُنْوان شود.
قنوان .[ ق َ ن َ ] (اِخ ) نام دو کوه است نزدیک حاجر و در مغرب آن از بنی مره . (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ).