قهب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قهب . [ ق َ ] (ع ص، اِ) سپید که بر وی تیرگی باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کوه بزرگ . ◄ شتر کلانسال . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). الجمل العظیم . (المنجد).
قهب . [ ق َ هََ ] (ع مص ) سپید به تیرگی مایل گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).