قوثر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوثر. [ ث ِ ] (اِ) درخت وج باشد و آن را به عربی عودالوج و به فارسی اکر [ اکیر ] ترکی خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (حاشیه ٔ برهان چ معین از تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوثر. [ ث ِ ] (اِ) درخت وج باشد و آن را به عربی عودالوج و به فارسی اکر [ اکیر ] ترکی خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (حاشیه ٔ برهان چ معین از تحفه ٔ حکیم مؤمن ).