قورت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ تر. غورت ] (اِ.) فرو دادن چیزی در گلو.مترادفها و واژههای مرتبطبلع، غلپبلعیدن، فروبردنواژه قبلی: قورباغهواژه بعدی: قورت انداختن