قورمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قُ مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.) = قرمه: ۱- گوشتی که خشک کنند و ذخیره نمایند، بهارخوش. ۲- گوشت بریان.واژه قبلی: قورخانهواژه بعدی: قورچی