قوش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ تر. ] (اِ.) از مرغهای شکاری دارای نوک خمیده و محکم و پنجههای قوی.مترادفها و واژههای مرتبطباز، باشه، سنقر، شاهباز، طرلان، قرقی، واشقواژه قبلی: قوس قزخواژه بعدی: قوشلامیش کردن