واژه جو

قوطور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قوطور. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ٣٤٤ تن . آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوب و کرچک . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی قوطور | واژه جو