واژه جو

قوظ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قوظ. [ ق َ ] (ع اِ) گرمای تابستان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بمعنی قیظ است لکن مصدر نیست تا فعل از آن مشتق شود. (از اقرب الموارد). رجوع به قیظ شود.

معنی قوظ | واژه جو