واژه جو

قوقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قوقی . (اِ) گویند حیوانی است دریایی که جُند یعنی آش بچّه ها خصیه ٔ اوست و او را بیدستر گویند. گوشت آن حیوان صرع را نافع است . (آنندراج ) (برهان ). قسمی از بیدستر که سگ آبی باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن شود. ◄ درخت صنوبر کبیر است که آن را ارزیر نامند. ◄ بخور خوشبو. (فهرست مخزن الادویه ).

معنی قوقی | واژه جو