قونقوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قونقوری . (اِخ )قصبه ای است ٢٦هزار گز در ١٨هزار گز از قریه ٔ شاه آباد تا شاه ابوالقاسم . هوایش معتدل است . محصول عمده ٔ آن غلات، برنج، پنبه و نخود. جمعیت آن بالغ بر ده هزار تن میشود. این بلوک فقط مقر تابستانی اعراب است و مرکز آن قازیان است . (از جغرافیای غرب ایران ص ١١٤).