قژاکند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قژاکند. [ ق َ ک َ ](اِ مرکب ) قزاکند. رجوع به قزاکند شود : در قژاکند مرد باید بود بر مخنث سلاح جنگ چه سود؟ سعدی (گلستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قژاکند. [ ق َ ک َ ](اِ مرکب ) قزاکند. رجوع به قزاکند شود : در قژاکند مرد باید بود بر مخنث سلاح جنگ چه سود؟ سعدی (گلستان ).