قیح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیح . [ ق َ ] (ع اِ) زردآب و ریم بی آمیزش خون . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). چرک . مِدَّه . ◄ (مص ) ریم وزردآب کردن زخم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیح . [ ق َ ] (ع اِ) زردآب و ریم بی آمیزش خون . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). چرک . مِدَّه . ◄ (مص ) ریم وزردآب کردن زخم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).