قیخمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیخمان . [ ق َ خ َ ] (ع اِ) بزرگ و معظم قوم که بر رأی وی تکیه کنند. (منتهی الارب ). فیخمان (بفاء). (از اقرب الموارد). رجوع به فیخمان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیخمان . [ ق َ خ َ ] (ع اِ) بزرگ و معظم قوم که بر رأی وی تکیه کنند. (منتهی الارب ). فیخمان (بفاء). (از اقرب الموارد). رجوع به فیخمان شود.