قیساریة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیساریة. [ ق َ ری ی َ ] (اِخ ) شهری است بزرگ در بلاد روم که پایتخت سلجوقیان روم فرزندان قلیچ ارسلان بوده و در آنجا محلی است که گویند زندان محمدبن حنفیةبن علی بن ابیطالب بوده است . مسجدجامع ابومحمد بطال نیز در آنجاست، حمام معروفی دارد که گویند بلیناس حکیم آن را برای قیصر ساخته و با یک شمع گرم میشده است . طول آن ٦٧ درجه و ٢٠ دقیقه و عرض آن ٤١ درجه و ٥٠ دقیقه و در انتهای اقلیم پنجم قرار دارد. صاحب زیج گوید طول آن ٥٧/٥ درجه و عرض آن ٣٣١٤ درجه است . (از معجم البلدان ). رجوع به قیصریه شود.
قیساریة. [ ق َ ری ی َ ] (اِخ ) شهری است بر ساحل دریای شام از اعمال فلسطین و تا طبریه سه روز فاصله دارد. در قدیم از شهرهای بزرگ و پرجمعیت بوده، ولی اینک به روستا شبیه تر است تا بشهر. (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
قیساریة. [ ق َ ری ی َ ] (اِخ ) (یوم ...) روزی است تاریخی در اسلام . رجوع به مجمع الامثال میدانی شود.