قیمه قیمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. ~.) [ تر. ] (ص مر.) ریز ریز، قطعه قطعه.واژه قبلی: قیمهواژه بعدی: قیمه قیمه کردن