لاادیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاادیس . [ اُ ] (اِخ ) نام دختر آنتیوخوس چهارم ملقب به اپیفان . مهرداد پنچم ملقب به اِورگت که به یونانی معنی خیِّر دارد او را بزنی گرفت و از وی پسری زاد که مهردادش نامیدند. (ایران باستان ج ٣ ص ٢١٣٦). در جای دیگر از کتاب فوق آمده که مهرداد چهارم لاُادیس دختر آنتیوخوس دوم خواهر سلکوس دوم را گرفت و فریگیه علیاجهیز زنش گردید. (ایران باستان ج ٣ ص ٢١٣٤ و ٢١٣٥).
لاادیس . [ اُ ] (اِخ ) نام خواهر سلکوس دوم (گالی نی کرس ). این دختر را سلکوس چون دید از عهده ٔ پادشاه پُنت بر نمی آید موافق عادت دیرین سلوکیها به مهرداد دوم پُنت داد تا بااین وصلت او را طرفدار خود گرداند. خواهر دیگرش زن آریارات کاپادوکیه بود. (ج ٣ ایران باستان ص ٢٠٧٨).
لاادیس . [ اُ ] (اِخ ) نام مادر سِلکوس اول ملقب به نیکاتور (فاتح ) و همسر آنتیوخوس . یکی از سرداران نامی فیلیپ دوم مقدونی . لاادیس یا لااُدیسه را بگفته ٔ ژوستن (کتاب ١٥، بند٤) افسانه ای است بدین گونه : آنتیوخوس شبی در خواب دید که آپلن (رب النوع آفتاب به عقیده ٔ یونانیها) با زن او (لااُدیس ) هم بستر گردید و پس از آنکه نطفه بسته شد، او حلقه ای به زن داد که دارای نشان لنگر کشتی بود و به او گفت که این حلقه را به پسری که میبایست متولد شود بدهد. این خواب را معجزه تصور کردند، زیرا روز دیگر در بستر لائودیس حلقه ای با نشان مذکور یافتند و سلکوس وقتی که بدنیا آمد بر رانش نیز چنین نشانی داشت . بعد وقتی که اسکندر به آسیا میرفت لائودیس حلقه را به پسرش داده نژاد او را روشن ساخت . اعقاب او این نشان را در رانشان داشتند و آن را علامت خانواده میدانستند... (ایران باستان ج ٣ ص ٢٠٥٣ و ٢٦٧٩).