واژه جو

لابدی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لابدی . [ ب ُدْ دی ] (حامص مرکب ) لاعلاجی . ناچاری . بی چارگی . ضرورت . ناگزیری . آنچه که بالضروره باشد و از آن چاره نبود. (غیاث ).

معنی لابدی | واژه جو