لابد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ دّ) [ ع. ] (ق مر.) ۱- ناچار، ناگزیر. ۲- گویا، چنان که معلوم است.مترادفها و واژههای مرتبطلاعلاج، ناچار، ناگزیر، هرآینگیواژه قبلی: لابثواژه بعدی: لابراتوار