لابن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لابن . [ ب َ ] (اِخ ) پدر زنان یعقوب و خال او. رجوع به لابان شود : چنان دان که آن لابن نیک فال که یعقوب را بود شایسته خال . شمسی (یوسف و زلیخا). بر لابن نیک پی شو یکی همی باش نزدیک او اندکی . شمسی (یوسف و زلیخا).
لابن . [ ب ِ ] (ع ص ) خداوند بسیارشیر. ج، لابنون . (منتهی الارب ): رجل ٌ لابن ؛ ای ذولبن . (مهذب الاسماء). ◄ شیرخوراننده . (منتهی الارب ).