لابهگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لابه گری . [ ب َ / ب ِ گ َ ] (حامص مرکب ) تملّق . تبصبص . اسدی در لغت نامه گوید: لامانی و لاوه، چاپلوسی و لابه گری بود در پذیرفتن و بجا نیاوردن (؟) : هر چه در خانه داشت ما حضری پیشش آورد و کرد لابه گری . نظامی . پس یقین گشتش که مطلق آن سریست چاره او را بعد از این لابه گریست . مولوی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی