واژه جو

لاتفعل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لاتفعل . [ ت َ ع َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ) مکن . بجا میاور : لاتفعل و افعل نکند چندان سود چون با عجمی کن و مکن باید گفت . ؟ ◄ (در استخاره ) آن را بجای شر گیرند، مقابل اِفْعَل ْ بجای خیر.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی لاتفعل | واژه جو