لاجرم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جَ رَ) [ ع. ] (ق مر.) ناچار، ناگزیر.مترادفها و واژههای مرتبطدربایست، لابد، لاعلاج، ناگزیرواژه قبلی: لاجرعهواژه بعدی: لاجورد