لاحج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاحج . [ ح ِ ] (اِخ ) جایگاهی است از نواحی مکه : ارقت ُ لب-رق لاح فی بطن لاحج و ارّقنی ذکرالملیحةو الذکر و نامت و لم ارقد لهمی و شقوتی و لیست بما القاه فی حبها تدری . معجم البلدان .
لاحج . [ ح ِ ] (اِخ ) از قراء صنعاست به یمن . (معجم البلدان ).