لاخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاخی . (ع ص ) صادق . خالف . وافق و صانع (ضد). (معجم متن اللغة).
لاخی . (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. واقع در ٢٤ هزارگزی شمال خاوری قاین و ١٤ هزارگزی شمال راه اتومبیل رو قاین به رشخوار. جلگه، گرمسیر، دارای ٦٥ تن سکنه شیعه . فارسی زبان . آب آن از قنات . محصول آن غلات و شلغم، و تریاک، شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی . وراه آنجا مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
لاخی . (اِخ ) دهی از دهستان جلگه زوزن بخش خواف، شهرستان تربت حیدریه . واقع در ١١٨ هزارگزی جنوب باختری زوزن و ١٣ هزارگزی باخترراه شوسه عمومی رود به قاین . دامنه، گرمسیر، دارای ١٤٥ تن سکنه، شیعی، آب آن از قنات و راه آن مالرو و محصولش غلات و شلغم و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).