لارس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لارس . (اِ) لاریس . مانِس . پناتِس . رجوع به پناتس شود. لاره . رومیان ارواح مردگان خویش را مقام خدائی قائل میشدند و آنان را لارش، پناتِس یا مانِس میگفتند و بدیشان طعام و شراب تقدیم میکردند. ◄ روح کسی که نیکخوی و مهربان است بزعم رومیان . (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ص ١٣ و ٥٠١).