لاسجرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاسجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) قریه ای بزرگ در شمال اراک (سلطان آباد).
لاسجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه تهران به سمنان میان حیدرآباد و مهدی قلیخان در ١٨٩٢٠٠ گزی تهران . دهی از دهستان سرخه بخش مرکزی شهرستان سمنان . واقع در ٣٤ هزارگزی جنوب باختری سمنان کنار شوسه ٔ سمنان به طهران . جلگه، معتدل خشک . دارای ١٢٠٠ تن سکنه، زبان فارسی و سمنانی . آب آن قدری تلخ و از قنات . محصول آن غلات و پنبه و انگور و انار و خربزه، شغل مردان زراعت و مختصر گله داری . صنایع دستی زنان کرباس بافی . مزارع : اسدآباد و امیرآباد، اسفرزنه، باریک آب . بخش آباد، تیژور، حاجی آباد، حسن آباد، صفائیه، سعیدآباد. قادرآباد، بره کیان، لهرو، چاله دان جزء این قصبه منظور شده است . رباط شاه عباسی از آثار دوره ٔ صفویه و دبستانی دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).