لاطع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاطع. [ طِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از لطع بمعانی به چوب دستی زدن و لیسیدن و پیش پای بر سپس کسی زدن و محو کردن نام کسی را و ثابت کردن آن و بر چشم طپانچه زدن و بر هدف رسانیدن تیر و همه ٔ آب چاه خشک شدن . (از منتهی الارب ).