لاقح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاقح . [ ق ِ ] (ع ص، اِ) نعت از لقاح و لقح . آنچه نخل را به وی گشنی دهند. (منتخب اللغات ). ◄ بادی که ابر را گرد کند و درخت را بیدار کند.بادی که ابر پیدا کند و درخت را بارور کند. (برهان ). ج، لواقح . (مهذب الاسماء). ◄ آبستن . (منتخب اللغات ). ناقه ٔ آبستن شده . ج، لواقح . (منتهی الارب ). ◄ جنگ (سمی استعارة). (منتهی الارب ).