لامانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
۱ - (اِ.) لاف و گزاف دروغ.<BR>۲- (ص.) چاپلوس، چاپلوسی.<br>
فرهنگ فارسی معین
۱ - (اِ.) لاف و گزاف دروغ. ۲- (ص.) چاپلوس، چاپلوسی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لامانی . (حامص، اِ) لاف و گزاف و دروغ . (برهان ). گزافه در سخن . منسوب به فریب و دروغ . (غیاث، از شرح خاقانی ) : چه سستی دیدی از سنت که رفتی سوی بی دینان چه تقصیر آمد از قرآن که گشتی گرد لامانی . سنائی . سخنت را نه عبارت لطیف و نه معنی عروس زشت و حلی دون و لاف و لامانی . خاقانی . فروکن نطع آزادی برافکن لام درویشی که با لام سیه پوشان نماند لاف ولامانی . خاقانی . واﷲ که مبارکم در این خدمت دانی تو که نیست لاف و لامانی . کمال اسماعیل . ◄ لابه گری . تملق . تبصبص . چاپلوسی و لابه گری بود. (صحاح الفرس ). اسدی در لغت نامه گوید: «لامانی و لاوه چاپلوسی و لابه گری بود در پذیرفتن و بجا نیاوردن ؟» و بیت ذیل رااز فرخی شاهد می آورد، لکن وافی به مقصود نیست و شعرلامانی در بیت فرخی ظاهراً به معنی احمدا است . رجوع به احمدا شود : نامه ٔ مانی با نامه ٔ تو ژاژ است شعر خوارزمی با شعر تو لامانی . فرخی . باز از آن خواجه زاده ٔ بی برگ آنهمه لاف و لام و لامانی . سنائی . گهی کاندر بلا مانی خداخوانی به لامانی چو بازت عافیت بخشد سر از طاعت بپیچانی . سعدی (در مفردات ). ◄ صاحب برهان به معنی چاپلوس و لابه کننده آورده است . ◄ زره پوشی . (برهان ). زره پوشی زیرا که لام زره را گویند. (غیاث، از مؤید).