واژه جو

لامغان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لامغان . [ م َ ] (اِخ ) از دیههای غزنه است . از آنجا گروهی از فقها و قضات برخاسته اند و ببغداد خاندانی از ایشان است . و برخی گویند شهری است مشتمل بر چندین قریه در جبال غزنه و لمغان نیز نامیده شود. (معجم البلدان ). لمغان . لنبگا. (ماللهند بیرونی ص ١٣٠).

معنی لامغان | واژه جو