لاک پشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کْ پُ) (اِ.) سنگ پشت، جانوری از ردة خزندگان که سردستة خاصی به نام خود وی (لاک پشت) در این رده میباشد. صفت مشخص این خزنده وجود و نمو بسیار غلاف یا لاک است که برای حفاظت اعضا به کار میرود و دارای بخش پشتی و شکمی است و برحسب محیط زیستی به چهار دسته تقسیم میشوند:<BR>۱- رودخانهای.<BR>۲- دریایی.<BR>۳- خاکی.<BR>۴- بی لاکان که لاک در آنها از چندصد قطعه استخوان کوچک بوجود آمده و به طور ناقص رشد کردهاند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کْ پُ) (اِ.) سنگ پشت، جانوری از رده خزندگان که سردسته خاصی به نام خود وی (لاک پشت) در این رده میباشد. صفت مشخص این خزنده وجود و نمو بسیار غلاف یا لاک است که برای حفاظت اعضا به کار میرود و دارای بخش پشتی و شکمی است و برحسب محیط زیستی به چهار دسته تقسیم میشوند: ۱- رودخانهای. ۲- دریایی. ۳- خاکی. ۴- بی لاکان که لاک در آنها از چندصد قطعه استخوان کوچک بوجود آمده و به طور ناقص رشد کردهاند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاکپشت . [ پ ُ ] (اِ مرکب ) باخه . اسم فارسی سلحفاة است . (فهرست مخزن الادویه ). سوراخ پا. سولاخ پا. لاک . سنگپشت . کاسه پشت . کشتوک . کشف . کشو. شیلونه . خشک پشت . اولاکو (در دیلمان و گیلان ). به هندی کچهوا گویند. (غیاث ). چلچله (برهان، ذیل همین لغت ). پوست لاک پشت دریائی یا صحرائی را رق گویند. (لغت محلی شوشتر، ذیل رق ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی