لاینفک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یَ فَ کّ) [ ع. ] (ص مر.) جدانشدنی، جدایی ناپذیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یَ فَ کّ) [ ع. ] (ص مر.) جدانشدنی، جدایی ناپذیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاینفک . [ ی َ ف َک ک ] (ع ص مرکب ) (از: لا + ینفک ) جدانشدنی . ممتنعالانفکاک . جدائی ناپذیر. لازم . لازم غیرمفارق : و دانایان و حکما و مورخان حضرت اعلی را جزو لاینفک اند. (رشیدی ). - عضو لاینفک ؛ عضو جدانشدنی . جزء لاینفک، جزء جدائی ناپذیر. عضو لاینفک چیزی بودن : لازم غیرمفارق آن بودن .
واژگان فارسی سره واژهدان
جدایی ناپذیر، جدانشدنی، پیوسته
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی