لباسات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لباسات . [ ل ِ ] (ع اِ) ج ِ لباس . ◄ کنایه از تملق و چاپلوسی است . (غیاث ) : سخن آموز که تا پند نگیری ز سخن پند را باز ندانی ز لباسات و فریب . ناصرخسرو. ◄ مکر و تزویر و خدعه و دوروئی : شاها ز تو غوری بلباسات بجست ماننده ٔ جوژه از کف خات بجست از اسب پیاده گشت و رخ پنهان کرد پیلان بتو شاه داد و از مات بجست . فردوس مطربه (از تاریخ جهانگشای جوینی ).