لبون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ) [ ع. ] (ص.) شیردار (میش، شتر)، ج. لبان. لبن، لبائن.واژه قبلی: لبوواژه بعدی: لبوه