لجب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لجب . [ ل َ ج ِ] (ع ص ) جیش لجب ؛ لشکر با فغان و شور و غوغا. جیش ذولجب . (منتهی الارب ). لشکر با بانگ . (مهذب الاسماء). - سحاب لجب ؛ ابر با بانگ . (منتهی الارب ).
لجب .[ ل َ ج َ ] (ع اِ)بانگ و فریاد. (منتهی الارب ). لجب العسکر؛ بانگ لشکر. (مهذب الاسماء). ◄ (مص )بانگ و فریاد کردن . (منتهی الارب ). بانگ کردن به انبوهی . (تاج المصادر) (زوزنی ). ◄ پریشان و مضطرب شدن موج دریا. گویند: بحرٌ ذولجب ؛ اذا سمع اضطراب امواجه . (منتهی الارب ). تلجیب . (اقرب الموارد).